X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دوشنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1388
چرا من از اسکایپ بدم می آد؟

اسکایپ یه محیط خوبه برای پیدا کردن دوستا و فامیلا. در واقع یه جایی مثل کوچه های تهران خودمون که هر قدم راه می ری یه آشنا می بینی. حق دست از پا خطا کردن نداری. تمام کس و کارت از اقصی نقاط دنیا ادت می کنن، بهت زنگ می زنن، قربون صدقه ات می رن که از حالت با خبر بشن یه موقع نکنه کاری بکنی اونا خبر نشده باشن. عمو جان دوست دوران دانشکده بابا که 2 ساله بودی تو باغچه مامانی تو بغلش عکس گرفتی، لیسانس و فوق لیسانس گرفتن ات رو دیده، دانشگاه تهران رفتن ات رو نشون بچه هاش داده، به به و چه چه ات کرده، حالا می خواد بدونه دانشجوی PhD یی یا مشغول تدریس؟ و تو می مونی که تو این دنیای کوچک می شه جایی فرار کرد، جایی که هیچ کس نشناستت، مجبور نباشی برای همه کس هایی که نقشی هم در آینده ات ندارن- توضیح بدی، کسی ازت نپرسه آخه مگه علاف بودی 10 سال تو این لب و اون لب بیوتکنولوژی موشک هوا می کردی که یه هو فیلت یاد هندوستان کرد که من می خوام تغییر رشته بدم. و بعد یکی از همین عزیزان که تاریخ آشنایی شان با سلسله ما به قدمت تاریخ رابطه ایران و عثمانی ست، تو همون کوچه های تهران، مامان رو ببینن که آره دخترتون ماشالا از قبل هم خوشگل تر شده. تو BBC  دیدیمش.... بابا ول مون کنین تو رو خدا. من دنیای خودمو می خوام با آدم های خودم. نمی خوام شما رو اد کنم، نمی خوام براتون توضیح بدم. بگم کی ام، چه کار می کنم. من که ول تون کردم، شما هم ولم کنین لطفا!