X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1388
مستی بهارانه یا به زندان

"به زندان" اسم یه قطعه موسیقی یه اثر استاد ابوالحسن صبا. اسم دیگه اش "تم شوشتری" یه.

این یه قطعه پر شور و حاله با ویلن، که استاد اون رو به یاد زندانی های در بند ساخته. آهنگش، بیان کننده صدای غل و زنجیر زندانی هاست و تداعی کننده تصور پریشان اون ها که: آینده ما چه خواهد شد؟

به جز این پریشانی، من حسی از زندان و اسارت تو این آهنگ پیدا نمی کنم، بر عکس، به نظر من یه شادی و سرمستی بی نظیری داره، یه جور مستی بهارانه. حتی پریشانی اش هم منظم و شاده.

جالب نیست؟ که دو نفر برداشت شون چقدر می تونه متفاوت باشه. البته نه این که من خودم رو در حد استاد صبا بدونم و با اون مقایسه کنم... ولی می تونم که برداشت خودم رو از آهنگ بگم دیگه، نه؟ این آهنگ جزو بهترین های منه. همیشه با شنیدن اش پر از خوشی می شم. مث حس دیدن یک فیلم خیلی خنده دار -  و معنا دار، مث راه رفتن روی لبه پشت بوم و اون حس دوگانه بچگی: شوق بلند بودن به همراه اضطراب سقوط (دارم به حرف استاد می رسم؟)، و مث قدم زدن در یک بعد از ظهر بی نظیر بهاری. خوشبختی ای که امروز نصیبم شد، دیدن گل ها و شکوفه ها، احساس بوی چمن تازه، حس بی نظیر زنده بودن، بودن، در همین یک لحظه بودن، همین الان. زندگی در دم: این هم از خوبی های بهار است!